السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

126

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

غير الوجود ، و لا غير للوجود . و أمّا الجزء الخارجىّ ، و هو المادّة و الصورة ، فلأنّ المادّة و الصورة هما الجنس و الفصل مأخوذين به شرط لا ، فانتفاء الجنس و الفصل يوجب انتفائهما . و أمّا الجزء المقدارىّ ، فلأنّ المقدار من عوارض الجسم ، و الجسم مركّب من المادّة و الصورة ، و إذ لا مادّة و لا صورة للوجود فلا جسم له ، و إذ لا جسم له فلا مقدار له . وجود « جزء » ندارد ؛ زيرا جزء يا جزء عقلى است ، مانند جنس و فصل ، و يا جزء خارجى است ، مانند ماده و صورت ، و يا جزء مقدارى است ، مانند اجزاء خط ، سطح و جسم تعليمى ؛ و وجود هيچ‌يك از اين اجزاء را ندارد . اما جزء عقلى ندارد ؛ زيرا اگر وجود جنس و فصل داشته باشد ، جنس فرضى يا وجود است يا غير وجود . اگر جنس آن ، وجود باشد لازم مىآيد فصل ، كه مقسّم جنس است ، مقوّم آن باشد ؛ چراكه فصل ، تحصّل و تحقق ذات جنس را افاده مىكند نه اصل ذات آن را ؛ حال آن‌كه ذات وجود ، چيزى جز تحصّل و تحقّق آن نمىباشد . « اين خلاف فرض است » . غير وجود را نيز نمىتوان به عنوان جنس در نظر گرفت ؛ زيرا وجود « غير » ندارد . اما جزء خارجى ، يعنى ماده و صورت ، ندارد ، زيرا ماده و صورت همان جنس و فصل است كه « به شرط لا » در نظر گرفته شده ؛ و چون ثابت شد وجود ، جنس و فصل ندارد ، ماده و صورت نيز نخواهد داشت . و اما جزء مقدارى ندارد ؛ زيرا مقدار از عوارض جسم است و جسم نيز مركب از ماده و صورت است و چون وجود ، ماده و صورت ندارد ، نمىتواند جسم باشد ؛ و چون جسم نيست ، فاقد مقدار خواهد بود . پنجمين حكم از احكام سلبى وجود اين است كه وجود ، مركب نيست و از دو يا چند جزء تشكيل نيافته است . به ديگر سخن : وجود يك حقيقت بسيط مىباشد . براى روشن شدن بحث ابتدا بايد يادآور شويم كه تركيب بر دو قسم است : يكى تركيب اعتبارى و ديگرى تركيب حقيقى . بنابراين ، مركب نيز بر دو قسم مىباشد .